تبلیغات
عیوق

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

دوشنبه 20 آبان 1392-03:38 ب.ظ



از تشنگان هنوز به عیوق می رسد          فریاد العطش ز بیابان کربلا...


نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 20 آبان 1392 03:40 ب.ظ
شنبه 26 بهمن 1392-01:00 ب.ظ



آیت اله صدیقی خطیب نماز جمعه تهران بعد از بیان پرشور بودن و بیداری مردم همچنان بعد ازگذشت35 سال و حمایت همه جانبه از نظام و انقلاب در راهپیمایی22 بهمن،
 از داغ ترین موضوع یعنی مذاکرات و ماهیت اون صحبت کردند که بعضی از نکات اون رو خوبه بدونیم:

آیت‌الله صدیقی گفت: امام(ره) این سخن را که یا باید با جهان سلطه رفیق باشید یا باید نابود شوید را باطل کرد و او بود که نظام وابسته به غرب را از دستگاه حکومتی ایران بیرون راند و به جای آن نظام مبتنی بر مبانی اسلام بنا کرد.

"عده‌ای که تصور می‌کنند این مردم نسبت به دین و ولایت خود، تضاد و دشمنی آمریکا بی‌توجه شده‌اند یا جاهل هستند و یا اهداف دیگری را دنبال می‌کنند.
صدیقی ادامه داد: بعضی‌ها فکر می‌کنند اسلام یعنی اینکه پیشرفت با استقلال هم‌خوانی ندارد این اشتباه بزرگی است چراکه نظام ما تجربه موفقی است که اعلام کرد می توان نه شرقی نه غربی بود و پیشرفت‌های بزرگی داشت."

ایشون دستاوردهای هسته‌ای، ماهواره، دارویی و دیگر مسائل علمی و فنی را از پیشرفت‌های جمهوری اسلامی برشمرد و گفت: مقاومت رمز پیشرفت است.

" تاکید رهبر معظم انقلاب ما توجه و اتکا به ظرفیت‌های درونی و به خصوص جوان‌ها است بنابراین نباید به از بین بردن تحریم‌ها و ارتباط با بیگانگان چشم بدوزیم چراکه این برای ما کارساز نیست."


آیت‌الله صدیقی با تاکید به اینکه ما مذاکرات رو قبول داریم،گفت: ما با هیچ کشوری سر جنگ نداریم مگر اینکه آنکه آنها بخواهند این هدف را تعقیب کنند؛ ما کشوری هستیم که هر کسی گزینه‌های نظامی را علیه ما روی میز داشته باشد ما نیز مثل همیشه به فضل الهی در سنگر جهاد مشت‌های محکم خود را آماده کرده‌ایم تا بر دهان یاوه‌گویان بزنیم.

"این توهم که ملت ایران به دلیل تحریم‌ها تن به مذاکره داده است توهمی انحرافی است چراکه ملت ایران از حقوق خود که به خاطر آن قیمت گزافی داده است، کوتاه نمی‌آیند. دنیا و مذاکره‌کنندگان بدانند ملت ایران ملت بزرگی است و به خاطر شکم و مشکلات اقتصادی از حقوق خود سر سوزنی کوتاه نخواهند آمد."

"نجابت برخی از افراد داخلی و فضاسازی بعضی عناصر وابسته به غرب دشمن را به اشتباه انداخته و آنان را وادار به بی‌ادبی کرده است که ملت ایران صدقه خوار آمریکا است."(حتما عکس هایی از تقسیم سبد کالا
"همه می‌دانند که آمریکا پول ملت‌های دنیا را خورده و به یغما برده است و آنها یک وحشی خونخوار بی قانونی هستند که خودشان از پول ملت ایران تغذیه و با این اموال غصبی حکومت پوشالی خود را اداره می‌کنند و امروز نیز که مختصری از پول خودمان را به ما برگرداندند، اینگونه صحبت می‌کنند. البته ملت ایران در یوم الله ۲۲ بهمن امسال پاسخ آنها را داد و همیشه این عزت و صلابت در ملت ایران خواهد بود."






نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 28 بهمن 1392 12:30 ب.ظ
شنبه 12 بهمن 1392-04:33 ب.ظ



یکی از دوستان شیعه‌ی ما داشت برای زیارت به ایران می‌اومد. به قصد زیارت امام رضا علیه‌السلام. دوست ما نقل می‌کرد یه هندو پیش من اومد گفت:«تقاضایی دارم

گفتم: «چه تقاضایی داری؟ قالی، پسته یا خرما می‌خوای که برات بیارم؟»
گفت: «نه. من از این چیزا نمی‌خوام. یه عکس از امام خمینی برام بیار
گفتم: «عکس امام رو می‌خوای چیکار؟»
گفت: «من بیست سال قبل تو مغازه یه عکس امام خمینی داشتم که یه خورده پاره و کهنه شده. هرموقع مغازه‌مو باز می‌کنم، نگاهم به این عکس میفته و یه‌خورده روحیه می‌گیرم. فکر می‌کنم بین من و اون یه ارتباطی هست. من در طول مدتی که توی این مغازه هستم، یه آرامشی احساس می‌کنم
طرف هندو بود. هندویی که در آموزش‌ها گاوپرستی رو یادش دادن، اما فطرت پاکش به پاکی‌ها گرایش داره.

 

منبع: کتاب «من مدیر جلسه ام؛ خاطرات فعالان فرهنگی از فتنه 88»، تألیف رحیم مخدومی



مصیبت اسراییل

در کنفرانسی که تحت عنوان «مهار شیعه» در آمریکا برگزار شده بود* کارشناسی آمریکایی به سخنرانی درباره «تشیع» و «شیعیان» می پردازد. وی در سخنرانی خود به اعتقاد شیعیان به امامت اشاره کرده و نقش واقعه عاشورا را روحیه جهادی شیعیان توضیح می دهد.

بعد از پایان سخنرانی او، کارشناسی از رژیم صهیونیستی پشت تریبون می رود. این کارشناس سخنران قبلی را باد تندترین انتقادها می گیرد و به او می گوید: «یک ساعت و نیم وقت ما را گرفتی، از شیعه صحبت کردی، از ایران هم گفتی، ولی اصلاً از خمینی نگفتی؟ تمام مصیبتی که ما در این دو دهه داریم از این تفکری است که خمینی آورده است. به تعبیر «اسحاق رابین» مصیبت امروز ما در اسرائیل این است که با شاگردان مدرسه ی خمینی مواجهیم. چگونه تو از شیعه صحبت کردی ولی از خمینی نگفتی؟» 

 

 * سال 1383 شمسی

منبع: بازنویسی از سخنرانی سعید قاسمی؛ مراسم پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 12 بهمن 1392 04:39 ب.ظ
شنبه 12 بهمن 1392-04:19 ب.ظ



پیغمبر اسلام خیلی روی اخلاق حساس بودن. حدیثی هست از ایشون که فرمودند: بدون اخلاق دینداری به درد نمیخورد. پیامبر خیلی با روی خوش و با لبخند با مردم صحبت میکردند و خیلی هم اهل شوخی بودند. یکی از شوخی هایی که به تازگی شنیدم با یک پیرزنی بوده که اومدن پیش ایشون و پیغمبر برای اینکه راحت با ایشون حرف بزنه به پیرزن میگن: هیچ پیرزنی وارد بهشت نمیشه!! پیرزن تعجب میکنه میگه: چرا؟ مگه ما چیکار کردیم؟؟ حضرت میفرمایند: همتون جوان میشید بعد وارد بهشت میشید:)

ان شالله که مسلمان و دیندار واقعی بشویم



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 12 بهمن 1392 04:23 ب.ظ
چهارشنبه 29 آبان 1392-08:32 ب.ظ



اما تمام سخن بسیجیان با امام‌شان امروز این بود: " آقا خیال‌تان راحت! تحریم که هیچ، حتی اگر آب را هم به روی ما ببندند، نمی‌گذاریم آب در دل شما تکان بخورد"

و البته آرزویی که از زبان فرمانده بسیج بیان شد: "آرزو داریم با شما در بیت المقدس نماز بخوانیم"









تجدید پیمان 29آبان ماه 92  هم ماندنی شد...




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 29 آبان 1392 09:07 ب.ظ
دوشنبه 27 آبان 1392-04:40 ب.ظ



دوباره  نگاهی به حیاط کردیم.سایه ای از دیوار بالا می آمد.گفتم: "حتماً خودشه."

چند روز بود که شوهرم نتوانست مدرسه را نظافت کند.

کمرش درد میکرد.

مدیر چند بار جلوی دانش آموزان،شوهرم را تحقیر کرده بود .

تهدید کرده بود که اخراج مان می کند.

اثاثیه مان را می ریزد بیرون.

فکر کردیم شب را بیدار بمانیم و ببینیم کار کیست؟

نزدیک صبح بود که سایه ای از دیوار بالا آمده بود و حیاط را جارو می زد.

باشوهرم رفتیم توی حیاط.

دانش آموز کوچک اندامی بود که چهره اش آشنا به نظر می رسید وقتی ما را دید ،سرش را زیر انداخت و سلام کرد.

گفتیم: "اسمت چیه؟"

جواب داد: "عباس بابایی"

گفتم: "پدر و مادرت ناراحت می شوند اگر بفهمند که به جای درس خواندن ،مدرسه را جارو می کنی "

گفت: "من به شما کمک میکنم ،خدا هم در خواندن درسهایم به من کمک خواهد کرد ."





نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 27 آبان 1392 05:13 ب.ظ
دوشنبه 27 آبان 1392-03:09 ق.ظ



بسم الله الرحمن الرحیم

سلام
به امید خدا اگر سعادتی باشه و عمری باقی قرار بر این خواهد بود که در قسمتی با عنوان نو ظهور تحلیل و بررسی فرقه ها و مذاهب جدید رو پی بگیریم.
 منتظر دیدگاه های دوستان در قسمت نظرات خواهیم بود.

نو ظهور1(بهائیت)

بفرمایید ادامه مطالب...



ادامه مطلب

نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 27 آبان 1392 03:44 ق.ظ
دوشنبه 20 آبان 1392-01:27 ب.ظ



سلام...

سلام نكردیم كه شروع به گفتن حرف تازه ای كنیم...سلام نكردیم كه تكرار باشیم...سلام نكردیم كه خستگی از خداحافظی را به رخ بكشیم...

سلام!

هر كی مرد راهه یا علی! اگر نفسی باشه و رمقی از عشق باقی،بقیه ی راه را با شما همسفر خواهیم بود...!پس تنهامون نذارید در این راهی كه به عطر نور نمناكه!



اشك، شبنم چشم من نیست.اشك ،آب فرات است.اشك عطش است.اشك ،ناله ی خشك علی اصغر است...

روز هفتم...منع آب...

روز هشتم...قحط آب در خیام حسین(ع)...

روز نهم...قهرمان...رشادت...جانباز...عمو...برادر...

رفت....  رفت تا دوباره بعد از چند سال جدایی، پدر بر دستان او كه بوی دلاوری داشت و همراهی ،بوسه كشد... چه کوتاه است فاصله ی غدیر تا تاسوعا...روزی که دست پدر بالا میرود و دست پسر پایین می آید...

و  این بار جاری می شویم...با فریاد تاسوعا

روز دهم...


عاشورا...این حماسه است...این خون است...حسین(ع) رفت و ما آمدیم...جا مانده از كاروان...رو سیاه و بی وفا...یادم نمی آید كه خدا هنگامی كه از خود در ما دمید این چنین پا بر صحنه ی هستی گذاشته باشیم!پس چه شد بر ما؟!...خوف شمشیر بود یا تشنگی؟


عصر شد و زینب(س) آمد... گلوی بی سر برادر عزیزتر از جانش را بوسید...

بوی خوشی داشت...

عصر عاشورا همه جا یاد یاس بود و شمیم نرگس...

ظهر عاشورا نماز را می خوانیم...ولی خسته...ولی نمناك...ولی واحسرتا!


نماز عشق به جا می آوریم ...امام جماعت:حسین(ع)...برای رضای:اوكه ندایش را میشنویم هر فلق...هر شفق





نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 20 آبان 1392 03:26 ب.ظ